تبليغاتX
زندگی در پاورقی

زندگی در پاورقی

 

 

دامن چین چین

 

زن محبوب..زن نمونه ..زنی است که با دامن کلوش چین دار یا بدون چین ..با آرایش برای محبوبش قر بده و برقصه .... در بیشتر شو ها وفیلم های شرقی به این امر مهم تاکید وتوصیه شده و می شود و خواهد شد....

 

می دونم که چند تا دامن چین چینی دارم ..ولی باالشخصه شلوار را بیشتر دوست دارم ...

ای ماری بی ذوق .. به جای پست نوشتن برای وبلاگ که هیچ آخر و عاقبتی برات نداره برو پیدا شون بکن شاید اون جوری آخر و عاقبتت تضمین بشه ٬ البته همراه با چاشنی قر !

پاورقی: شوشو ما بسیار دامن را دوست می دارد 


دوشنبه 22 مهر1387 |
 

 

یکی از قشنگی های زندگی اینه که کسی از یه دقیقه بعدش خبر نداره !!!ممکنه الان که اینجا نشستم یه ارزویی داشته باشم که ۵ سال بعد ممکنه برای نرسیدن به این ارزوم خدا رو شکر کنم ...یا الان از داشتن چیزی خوشحال باشم که ۵ سال دیگه ارزو بکنم ای کاش نداشتمش!!

با یه سرچ ساده توی اوضاع و احوالمون می تونیم خیلی از این نکات ظریف رو پیدا کنیم ..

مثلا یه دختری ده سال پیش عاشق پسر فامیلشون بوده و پسره هم محلی به دختره نمی ذاشته واسه یه دختر دبیرستانی پسری با موقیعت اون پسره چیزی بیش از کعبه آمال بوده ..حتی به گوشم م یخور که مثلا ایکس و ایگرگ هم دنیال اون پسر خوشبخت !!!هستن اون هم چه دختر هایی..این دختره قصه ما هم به هر آب و آتیشی می زده از دست به دامان دوست و رفیق هاشدن تاالطاف مامانش که پسره یه نیم نگاهی به اون بندازه که پسره نمی انداخته که نمی انداخته خب زور که نبود ..نمی خواستش !!مسلما دختره اون موقع خیلی ناراحت بوده و ممکن بود از دوره زمونه شاکی بوده که مگه من چیم از فلانی کمتره که محلم نمی ذاره ... تا این که زمان می گذره ..دختره یه رشته عالی شاید بهتر از رشته پسره قبول می شه ٬ شاید اون موقع هم به پسره فامیلشون  فکر میکرده ..تا این که پسر فامیلشون با یه دختری که هر کسی  اونو می دید می گفت این دیگه کیه !۱!ازدواج کرد اون هم در سنی که کمتر پسری توی اون سن ازدواج می کنه  ...خب در اینجا پرونده یه عشق یه طرفه بسته می شه و لی پرونده سر نوشت که بسته نمی شه :

پسره همون قدر که زود ازدواج کرد ..زود هم بچه دار می شه .. بعد از یه مدتی که داستان ازواجش ا زدور خارج شددور وری ها گفتن خیلی عصبیه..مشکلاتش توی زندگی شخصی از دید کسی پنهان نمی مونه ... به اون خوبی که توی دانشگاه قبول می شه نمی تونه ادامه تحصیل بده ...الان هم کماکان در صدد ادامه تحصیله ....و اونهایی هم دیدنش می گن بی ریخت شده !!! خیلی ها هم می گفتن با خانومش مشکل داشته ..البته احتیاجی به گفتن کسی نبود ..

ولی بگم از دختره ..که روز به روز خوشگل تر  می شه و خوونوادش پولدار تر ...الان می گن خیلی پولدارن ..پولداری چه ربطی داره به موفقیت ؟؟ خب من الان خیلی از پسر هایی  می شناسم و اسمشون به گوشم می خوره افسانه ها رو راهی سطل زباله کردن و دنبال یه زن با آتیه می گردن ..آتیه هم پدر و فرزند نداره !دختره هم درسش رو تموم می کنه  و چند روز پیش عروسی باشکوه اون دختر بود با یه اقای خوش تیپ پولدار که مسلما تحصیل کرده هم هست ...شاید اخلاقش هم  ازاون پسره بهتر هم باشه ...

آیا اون دختره  به این بازی سرنوشت فکر میکنه ...

پاورقی: همه خوشبخت بشن  


شنبه 20 مهر1387 |
 

 

خیلی از عوامل خارجی و داخلی باعث می شن که احساس بدبختی ما هر روزه بیشتر و بیشتر بشه ..روز به روز به این نتیجه برسیم که راه های رسیدن به چیزی اینجا خیلی سخته و توی خیلی از ممالک خیلی راحتتره ..با نصف تلاشی که اینجا می کشیم ..می تونیم توی یه کشور دیگه اون رو با راحتی بیشتر بدست بیاریم ..به دور ور خودتون نگاه کنید ...چند نفر رو می شناسید که برای شرایط راحتتر پذیرش و هزینه های کمتر برای ادا مه تحصیل به کشور های دیگه می رن ؟بعد هم که بر می گردن با همون مدرکشون شروع به کار می کنن ..هر چی هم بگیم اینجا هیچ چی نشد و رفته اونجا دکتر شده در هر صورت دکتر شده !یا ارشیتکت! وصورت مسئله پاک نشده !

چند نفر رو می شناسین که به هر اب و اتیشی می زنن که اقامت یه کشور دیگه رو داشته باشن ..برای روز مبادا ....دقت کردین که اینجا چقدر همه نگران روز مبادا هستن ؟ اکثر ما همش تو فکر جنگی هستیم که ممکنه یه روز اتفاق بیفته ... همه مون از فردایی که نمی دونیم چی می شه حرف می زنیم و می ترسیم ... به فکر بچه هامون هستیم و اینکه چه بلایی می خواد به سرش بیاد ..

فکر کنین چقدر می ترسیم که یه وکیل مهربون توی ال ای می ره با یه کاره جم* هوری دو*مینیکن صحبت می کنه و نم یدونم چی میگه که آقا مهمه موافقت میکنه ..طی شرایطی به ایرانی های مشتاق پا*سپ*ورت اونجایی بدن !!!!فکر کنین مثلا بریم اونجا سرمایه گذاری کنیم و دو*مینیکنی بشیم !!بماند که گفتن خیلی طرفدار هم داره وو خیلی از هموطنان از غرب تا شرق ٬ از شمال تا جنوب می خوان خارجی بشن ...و مثل اینکه مقصد هم  خیلی براشون مهم نیست ٬ فقط خارجی شدن مهمه !!!

برم این کشور رو توی نقشه پیدا کنم...

 


چهارشنبه 17 مهر1387 |
 

ماری دی جی!

 

از زمانیکه اینتر نتمون پر سرعت شده ..دانلود آهنگ های جدید هم به کار هام اضافه شده ..که شوشو خان توی ماشین به اونها گوش بده و حوصله اش سر نره ...خدا نکنه یه بنده خدایی تو تی وی تبلیغ آلبومش رو بکنه ..از همون موقع بنده موظف می شم تا آخر شب آلبوم را تهیه کنم و خدمت آقا تقدیم کنم تا خوشحال بشه ..البته اگه تهیه هم نکنم هیچ اتفاقی نمی افته ...ولی بهتره که تهیه کنم!!خودم هم بد عادتش کردم از بس هی براش آهنگ جدید رو دانلود می کردم و می دید که به راحتی و بدون دنبال کسی گشتن و منت کشی می تونه جدید آالبوم ها رو داشته باشه ..خب اون موقع خودم هم از این کار لذت می بردم و می برم ...ولی گشتن دنبال آهنگ ها و پیدا کردن سایتی که درست باشه و سرعتش خوب باشه خیلی راحت نیست ...حتی ممکنه برای پیدا کردن یه آهنگ خاص بیشتر از یه ساعت سرچ کنم و آخرش هیچی که هیچی! تازه از ازمانی که دانلود می کنم تقاضا از فک و فامیل ها برام میاد که البوم جدید مثلا ایکس یادت نره !رضایای جدید داری؟ آلبوم راستین چطور؟ دیدم همین جوری پیش برم باید کار رو زندگی رو تعطیل کنم برم تو کار دانلود و رایت سی دی !!تازه یکی از فامیل های پر رو بهم می گه هر چی دانلود می کنی رو برام ایمیل کن !کنیز ننه شم انگار دختره پررو!

فکر میکنین خواهرزاده شوشو بهم چی می گفت ؟؟ زن دایی دی جی!

 الان دیگه هر آلبومی رو دانلود نمی کنم خدایی یه عالمه سفارش دانلود دارم ٬ولی رسما پشت گوش می ندازم..بیشتر تک آهنگ دانلود می کنم ....یا آهنگ های خارجی ...تازه صداش هم در نمی ارم که چی دارم و چی اومده وگرنه باید کار ور زندگی رو بذارم رو ی استند بای...

الان که دارم این پست رو می نویسم ...آلبوم جدید شهرام خان هم داره دانلود میشه ..شوشو خان هم خبر نداره ..البته این دفعه یه فرقی با دفعات قبل داره ... 

 

پاورقی بی ربط:خدایا این همه ازت دستان نمکین خواستم ..پس چی شد؟؟


شنبه 13 مهر1387 |
 

 

در رو باز می کنم و می ام توی خونه ...مقنعه تنگم ک گردنم رو داره می خوره رو از سرم می کشم و مانتو کنده نکنده می دوم توی اتاق خواب ..  .شیرجه می رم سمت لوازم ارامش !!!....حالا از کجا شروع کنم ...اول ریمل می زنم چشممام باز بشه ..آخیش..خدا پدر آقای ریمل رو بیامرزه .(ریمل رو آقای رمیل ابداع کرده یا آقای ماسکارا ؟؟؟؟فکر کنم ریمل بوده !)چشمام باز شد! خط چشم بکشم ..نکشم ..اونش مهم نیست ! فقط ازاین قیافه  مریض گونه در بیام کافیه !بعدش رژگونه و رژ رو استاد می کنم ...صورتم کرم داره ..دیگه کرم پودر نمی زنم ..دیگه توی خونه کرم پودر نمی خوام ...

به به ...از اون قیافه در اومدم ...

واقعا نمی دونم یه ارایش کوچولو چه منافاتی با علم و دانش وبنیان د.ی.ن  و غیره ذالک داره ...جدا با این کار چی در خطر می افته ؟؟ چه می دونم شاید با یه ارایش کوچولو تهاجم فرهنگی سمت گردن باریک تر از موی ما دست دراز کنه ... بنیان علم دانش سست بشه خدای نکرده ...نه اینکه توی کشور های دیگه خیلی سسته !! نه که اینجا واقعا از همه نظر محیط های علمی ما بسیار محکم و با پایه و اساس می یاشد نه اینکه دانشگاههای ما به مدد همین چیز ها جز دانشگاههای اول دنیا می باشد !می باشد ..هزارم هم نمی باشد  !!شاید هم می خوان جلوی فساد  رو بگیرن ...خب حق هم دارن ...دانشجوها ممکنه با یه ریمل دل و دین ببازن ...چون خیلی از کله گنده هاشون بدون این اقلام هم دل و دین باختن ..البته برای اونها اشکال نداره چون می تونن عوامل اس. ت.ک.ب.ا.ر و تشخیص بدن ..ولی بقیه که نمی تونن ..

با این حرف ها که  چیزی عوض نمی شه همین جوری باید سر کنیم ..به قول معروف آش کشک خالس  ..پس برم یه عطری بزنم شاد بشم !


یکشنبه 7 مهر1387 |
 
ماری

اینجا از خودم،زنانگی هام و زندگی ام می نویسم .

 

پيوندهاي روزانه

آی طنز

روز نامه تفاهم

سینمای ما

صید قزل آلا در اینترنت

بازارکار

سلامت نیوز

آکادمی آرایشگران

دانلود انواع کتاب

آشپزخونه

لیست وبلاگ های به روز شده

 

مطالب اخير

کمک کمک ...

الوعده وفا

می شه خواست و تونست ؟

چه زیبا شدم ...

عجب

می ام و با قر می ام

آخه این انصافه

سمعی بصری

زیر و رو

از دیروز

 

آرشيو مطالب

آبان 1388

مهر 1388

شهریور 1388

مرداد 1388

تیر 1388

خرداد 1388

اردیبهشت 1388

فروردین 1388

اسفند 1387

دی 1387

آذر 1387

آبان 1387

مهر 1387

شهریور 1387

مرداد 1387

 
 
 

امکانات جانبی

RSS 2.0