تبليغاتX
زندگی در پاورقی

زندگی در پاورقی

 

 

سینوس سوز

 

هوا دیگه بد سوز شده ..کافیه یه دقیقه ادم بیرون بیاسته و سینوس سوز بشه ..اصلا سرما رو دوست ندارم! دلم می خواست یه جایی زندگی می کردم که نه موقع گرما خیلی شرجی می شد که نشه نفس کشید ..نه سرماش ادمو توی خونه گیر بندازه ..البته اینجا از اون سرماهای خفن نداره ،ولی تحمل همین هم برام سخته حداکثر تحمل سرما برای من یه سرمای ۱۰ -۱۲ درجه سانتی گراده ..که با یه لباس کلفت گرم گرم بشی ..سینوس سوز هم نشی !(عجب چیزی ابداع کردم سینوس سوز )... تازه کار من هم برعکسه ..با این همه سرماییت توی خونه ای زندگی می کنیم که به هیچ طریقی گرم نمی شه !!! همیشه جلوی پای ما یه بخاری برقی ۲۴ ساعت رو شنه و ما کما کان می لرزیم ... گاهی اینقدر سردم می شه که خیالات می زنه به سرم و خودم رو یه انیمیشن تصور می کنم که رفته خونه حسن و بابابزرگش مهمونی (یادتون اومد کدوم تبلیغ رو می گم ؟؟) همون خونه ای که بخاریش تا آخر بالا ست و بابا بزرگه می رفته خونه تارزان مهمونی !!..به به ..چه کیفی می ده خونه گرم و نرم !!بعد هم بشینی با خانومش ...کنی (اسمایل چشمک) خوبه توبه نکردما ....می بینین تورو خدا ..کافیه یه نفر رو ببینم ! البته غیبت کردن با مامان حسن که اسمش نمی دونم چیه فاز نمی ده ..اخه چی با هم بگیم !!نه آشنای مشترکی ..نه فامیلی ..نه بابا غیبت کردن با اون فقط بد نامی داره ...

تا به حال زیر کرسی نرفتم ..اینقدر دلم می خوام توی خونه ام  یه کرسی داشته باشیم ..اون هم جلوی تی وی ...خونه بابام که بودم ..اونها از این چیز ها دوست نداشتن ..شوهر که کردیم شوهره بدش می اد !!!پس من چی...طبیعتا هیچی !

 

خب دیگه از بحث ننه سرما بیام بیرون برم سراغ جواب پست قبلی :

خواهره رو خود زنه می کشه که اون /اقاهه دوباره بیاد مراسمش ....خدا رو شکر که همتون به این سوال جواب غلط دادین ...اونهایی که جواب رو می دونستن که هیچ !! وگرنه می بایست یه فکری به حال خودمون و شما می کردیم ...این تست رو برای افراد مضمون یه قتل های زنجیره ای یا قاتل های زنجیره ای می گیرن  عجیب هم درست در می اد لامصب !

 


شنبه 30 آذر1387 |
 

زنگ تنوع..

 

جهت تنوع توی این پست یه سوال  می ذارم این که جوابتون رو تو ی کامنت ها می دین یا اینکه ترجیح می دین  جوابتون توی دلتون بگین با خودتونه در هر صورت جواب رو توی پست بعدی می ذارم.فقط اگه جواب رو می دونین چیزی لو ندین ..

 

سوالی رو که در پایین متن مشاهده می کنید و یک تست روانشناسی است .. من توصیه میکنم متن را با دقت بخوانید تک تک کلمات در جواب نهایی تاثیر دارند و یک جواب بیابید :


 

یک زن در مراسم ختم مادر خود ، مردی را می بیند که قبلا او را نمی شناخت.. او با خود اندیشید که این مرد بسیار جذاب است. او با خود گفت او همان مرد رویایی من است

 

 و در همان جا عاشق او می شود .اما هیچگاه از او تقاضای شماره نمی کند و دیگر آن مرد را نمی بیند. چند روز بعد او خواهر خود را می کشد .



به نظر شما انگیزه ی او از قتل خواهر خود چه بوده است ؟


جمعه 29 آذر1387 |
 

آب در هاون کوبیدن!

 

تمرین خودسازی می کنم ..هی تمرین می کنم ..هی با خودم تکرار می کنم که دفعه قبل دفعه آخر بود و دیگه می خوام درست بشم  ...ولی تا پایه اش رو پیدا می کنم تمرین هامو فراموش می کنم و بر می گردم خونه اولم ...

بعد ...و...و... بعد هم عذاب وجدان از کار انجام شده دوباره توبه که فقط تا پیدا کردن پایه بعدی دووم داره !!

 

می تونین حدس بزنین سر چی !؟

 

پاورقی: فعلا دوره ش*هره جان و متعلقات و اسب سفیده !! غیر اون اسبه فکر نمی کنم چیزی اونجا طبیعی باشه

 

 


شنبه 23 آذر1387 |
 

قربونی

 

دیروز برای اکثر خوونواد ه هایی که درباره اونها می شنیدم  مساوی بود با کشتن گوسفند (تعدادش می تونه متفادت باشه ) تکه کردن و پخش کردن قسمتی از اون و خوردن گوشت باقی مونده که دل البته و جیگر و جز خوردنی هاش و اصل کاری ها به حساب می آد ...پس دیروز برای خیلی ها از جمله من برابر بود با بخور بخور محض !!! این بخور بخور یعنی ۱۰-۱۱  صبح جیگر بخور هی هم بهت اصرار کنن چرا هیچی نمی خوری ؟!(چش نندارن خوش هیکلی ببین دیگه تا چاقم نکنن بی خیال نمی شن ) بعد ناهار خوردن ...شیرینی و آجیل خوردن ...شام خوردن و در آخر ترکیدن !! اینو بگم شاید جالب باشه که یکی از فامیل هامون توی این روز سکته کرد !

البته عید قربان من از دیشب شروع شد ولی تمام مراسم تمام و کمال اجرا شدو رسالت اصلی بخور بخور انجام شد ! و من با اینکه خیلی سعی کردم کم بخورم ..ولی از دیشب تا به حال نتو نستم چیزی بخورم !!از بس که سنگینم...من این همه جلوی خودم رو گرفتم اینم ..وای به حال اونهایی که چند سیخ جیگر و چند سیخ کباب و غیره و ذالک رو نوش جان کردن !!

باورتون می شه از صبح تا حالا فقط یه خورده سالاد و دو قاشق غذا خورده باشم !!! برای خودم که می دونم خیلی ادم بخوری نیستم خیلی عجیبه ... از دیشب تا الان فکر می کنم مگه این روز ادم مجبوره تا خرخره بخوره اکه بعدش این جوری بشه ؟ انگار که قرار باشه امروز خودمونرو با غذا خفه بکنیم چون فرداش قراره مثل دوران یوزارسیف قحطی بشه یا قراره همه غذا ها رو از همه خونه جمع کنن بدن به لبن*ان یا سو*ریه   ؟شاید خیلی ها فکر کنن خب سالی یه باره قراره عید قربان باشه پس  بزنیم به دنده بی خیالی و ششلیک ها و بزنیم به بدن !..وبماند و یادتون باشه  که این روز تنهت روز بخور بخور نیست و خیلی از اعیاد و عزاداری ها برای خیلی از ما ها می تونه بهانه ای برای خوردن باشه !

 

 خب از بخور بخور که بگذریم ، یه مثال از هوش مثال آخریه پست قبلیم بگم که پیش خودتون فکر نکنین حرف های من از خباثتمه !

همون فامیل نابغه شوشو جان در حین دیدن برنامه مستند تی وی :

وا ..مگه میمون به بچه اش شیر می ده !؟

(نه اینکه فکر کنین بچه اس و خیلی باشه سوم دبستانه ! البته بدون شک خیلی از دبستانی ها علمشون از این علامه بیشتره !ایشون توی دبیرستان رشته اش تجربی بوده و الان ترم یک دانشگاهه !! تصور کنین نمی دونسته که میمون جز پستاندارانه !!)


چهارشنبه 20 آذر1387 |
 

ماشالله بچه خیلی با هوشه ..

 

۱.فامیل شوشوجان در باره نوه دو هفته ایی (ای جان ..جان )

اینقدر این بچه باهوشه ...هر کاریش میکنن شیر مادرش رو نمی گیره !!

۲. خانم دوستمون در مورد دخترش :

اینقدر این بچه با هوشه ...هر کی رو می بینه یا کار بدی می کنه  سلام می کنه !! نمی دونم به کی رفته !(من که تا به حال سلام کردنش رو ندیدم )این دختر بچه باهوش سه ساله می با شد !

۳. فامیل شوشو اینها :

اینقدر ..با هوشه !! یه بار مادر شوهرم بهش گفت چقدر تو فضولی ؟ اون هم بهش گفت ..نخیر من خیلی هم باحالم !! این بچه بیشتر زبون دراز می باشد ..نشون به اون نشون مادر بزرگش براش دوسال یه شعری رو هر روز ۵ بار می خوند اخر هم یاد نگرفت !!

۴.شوشو جان :

اینقدر ...با هوش بود یه بار بهش یه دفر دادم گفتم فقط همین تو باید خط خطی بکنی ...فقط روی همون خط خطی کرد (البته بعدش هوش سر شارش رو به همه ثابت کرد ) من هم وقتی شوشو این رو تعریف کرد بهش گفتم اگه به حرفت گوش کرد از هوش سرشارش نبود ....به خاطر وحشت از تو بود !!

نتیجه گیری ندارد ..

 

پاورقی منفی : حسم نمی آد..


یکشنبه 17 آذر1387 |
 

این هم از حبیبه کویتی ..

 

لطفا بعد از خوندن این پست نظریه صادر نکنید و پند و نصحیت نفر مایید خودم همشو از برم از همین الان می تونم کامنت های اکثریتتون رو حدس بزنم .....مطمئن باشین در این مسئله هم به اندازه کافی و مسلما بیشتر از خیلی هاتون تجربه دارم .

بعد از فالگیر بالا پایین کردن های متعدددر عنفوان جوانی ٬ تا فالگیر دهنش رو باز کنه می فهمم چند مرده حلاجه ...

 یک سری که یه جزوه دارن برای همه می گن :نامه داری ..پول می اد ...مرگ دارین ...نذر داری ...یکی تا ۶ وعده دیگه زنگ می زنه (بالاخره یکی تا ۶ ماه دیگه که زنگ می زنه !!) این جزوه نانوشته رو برای همه می گن ...یاد ماری بخیر ..

 یا از اون فکر خوون ها که بیشتر از اینکه آیندتو بگن می خوان تیز بازی در بیارن رو توی فکرت رژه برن آخرش هم به جای گفتن آینده  می گن که مثلا خسیسی یا مومنی ..یا می گن بابات تو ر و بیشتر از بقیه دوست داره .. هر وقت دیدین یکی داره بهتون از این حرف ها می زنه در فکر خونیش شک نکنین !

 یا از اونهایی که به زور می خوان از زیر زبونت حرف بکشن ..مثلا بهت میگن توی فنجونت م و ح افتاده یا محموده یا محمد ..که طرف میگه دمت گرم چه جوری فهمیدی اسمش محمده ... یا یه پرواز افتاده ...می خواین برین خارج ؟/؟ اره !! بعد از فالگیره می پرسه زیارتی ؟ خب فالگیره هم پیش خودش میگه همه دوست دارن بره مکه   ..بهش می گه حج می ری ...بعد هم مشتری پیش خودش فکر میکنه قسمت اینه  که برم مکه ..میره مکه ثبتنام می کنه و از شانسش اسمش هم زود در می اد !!! در نهایت  از فالگیری که رفته راضیه و می شینه همه جا می گه فلانی بهم گفت می رم مکه ..اسمم در اومد !

و البته یه سری هستن که بیشتر از اونی که فالگیر باشن پیشگو هستن ..ولی برای اینکه کسی متوجه نشه خودشون رو در قالب فالگیر جا می زنن و الکی یه فال قهوه هم می گیرن  که کسی به نیرو شون بو نبره ...خودم یکشون رو می شناختم ..یه چیز هایی بهم می گفت که مطمئن بودم اینها رو توی فنجون نمی بینه ... ولی بهم می گفت و درست در می اومد .خداییش کارش درست بود ..

البته کمتر به نمونه آخری بر خواهید خورد ..چون تقریبا نایابن ...

و یه درصد قلیل هستند که فالگیرفتنشون بی نظیره ...عالین ... اینقدر درست و دقیق پیش بینی می کنن که بعد از در اومدن بعضی هاش ادمو ترس بر می داره .. با وجود این افراد نمی شه گفت فالگیری شیادیه ...مزخرفه ..ممکنه خیلی هاشون شیاد باشن که به نظر من هم هستن ..ولی این افراد اندک باعث می شن که این نظریه رو نشه به همشون تعمیم داد.

حبیبه خانم هم جزو دسته اخره همون دسته آخر بی نظیر ها ...با ور*های تا*رو*تش جادو می کرد ..نمی دونن در باره تا*رو*ت چی می دونین ..ولی اینو خلاصه گرفتن که این نوع فال سخت ترین نوع فال ..ودر صورت کار بلد بودن طرف بهترینه ...ممکنه خیلی ادعا کنن این کارو انجام می دن ..ولی چیزی که به شما ارایه میدن یه مشت جفنگ بیشتر نیست ...ولی حبیبه برعکس تمام اونهاست ... یه بار بیشتر پیشش نرفتم ..اینقدر بهم دقیق و درست گفت که هنوز هم متعجبم !! چه کسی رو دیدین رشته ادم رو توی کارت بهت نشون بده ؟؟ متاسفانه رفته و کسی هیچ خبری ازش نداره ..گمون هم نکنم بتونم پیداش کنم ..می گفت که میخوام برم کویت البته بعدش شنیدم که رفته شاهرود !!!بر فرض که شاهرود هم رفته باشه ...چه جوری می خوام پیداش کنم !

حلا فکر نکنین من از اونهام که هفته خودم و ماه خودمو سال خودمو با فالگیری شروع می کنما !!خیر ..یه زمانی چرا ولی این روز ها دیگه از صرافتش افتادم ...ولی دلم حبیبه می خواد بد جور ..

 

اگه احیانا یه شاهرودی اینجا رو می خونه اگه بتونه امار شو بگیره خیلی ممنونش می شم ..البته اسم اصلیش محفوظه .

 

و اما برنده مسابقه ما کسی نیست چون فریناز ناز ..که جایزه اش رو به کتایون جان تقدیم کرد

کتایون جان آهنگ اولیه رو نتونستم پیدا کنم ..آهنگ  چکاوک تقدیمت

 

*برای شنیدن اهنگ بعد از باز کردن صفحه روی اسم آهنگ که داخل صفحه نمایگشره کلیک کنید .


یکشنبه 10 آذر1387 |
 

همیشه قات

 عصبانی ام ..خسته ...ناامید ...

هر روز  می گذره بیشتر به این نتیجه می رسم که اینجا اگه نجنبی خیلی زود تر از چیزی که فکر میکنی دیر میشه !!

تبصره ها هم مثل فال های روز نامه ها دارن روزمره می شن !

 

پاورقی :حبیبه کویتی کیه ؟؟؟ بیست سوالیش می کنم !تازه جواب درست جایزه هم داره !!! نه ! خوب هم داره ...البته تو مایه جایزه کانال های فا*ر*سی زبان !

کسی که جواب درست رو بده یه ترانه در خواستی پیش من داره !!  شوخی نمی کنم ..قانون مسابقه هم اینه که همتون در مجموع می تونین بیست گزینه رو بگین یا سوال بپرسین ...در مورد ترانه هم جدی می گم ..همه جور ترانه ایرانی رو در خدمت هستم ...ولی از ترانه خارجی معذورم ...

 


پنجشنبه 7 آذر1387 |
 

حبیبه کویتی

 

 الان دلم اینها رو می خواد ...

 

-توی یه مرکز خرید خیلی گنده درست حسابی باشم ... وقت هم به قدر کافی داشتم باشه ..بقیه شرایط هم مهیا باشه ..آی خرید کنم ...

 

- برم رستوران سلف سرویس بزرگ ....مثل اونی که توی تی وی دیدم ...البته موقع ناهار ...چه کیفی داره ..

 

-بشینم رو گردن یه بنده خدا و ازش اعتراف بگیرم کی می شینه پرش میکنه (فکرتون نره سمت قوم ...

این موضوع کاریه )

 

-حبیبه کویتی!!

پاورقی ۱:این که حبیبه  کویتی کیه با شما !

پاورقی ۲:یادم رفت !یادم اومد می ام می گم ..


سه شنبه 5 آذر1387 |
 

پاهای بلوری..

 

یکی از دوستهای شوهرم سعید ٬هم شغل خوب داره ،هم تحصیلات بالا داره ، درآمدش هم بد نیست ..خوونواده محترمی هم داره ...بسیار مورد علاقه و اطمینان دوستانشه ..جوری که  سرش قسم می خورن

این آقای محبوب دوستان و موفق در کار و بار و پسر گل خونه ..همه چیز داره الا یه چیز ...یه زن خوب !خب اگه فکر می کنین که از طریق این پست می خوام برای این آقای گل و بلبل زن پیدا کنم یا می خوام مثل این شوهای تی وی ۱۵ تا دختر رو معرفی کنم که این آقا از بینشون شریک زندگی شو انتخاب کنه باید بگم نوچ!! مگه من اینجا دلال مهر و محبتم !! البته هر دفعه می بینه می گه برام زن پیدا کنین ..ولی تجربه بهم ثابت کرده این امر خطیر همسر یابی را باید به خود فرد و خوونوادش واگذار کرد ...حالا ما اومدیم و یه نفر رو پیدا کردیم ...اگه طرف خوب بود و اونها با هم خوش بخت بشن .میگن خودمون با هم تفاهم رسیدیم ..ولی اگه طرف تو زرد از آب در بیاد و بزنن تو تیپ تار هم دیگه ..میگن فلانی برامون پیدا کرده و می خواست فامیل یا دوست ترشیدشو قالب بچمون بکنه .. چشم نداشته خوشبختی گل پسر رو ببینه و از این حرف ها ..من هم ترجیح می دم این جور مواقع بیرون گود باشم وخبر وصل بشنوم و بگم مبارکه !

 ..البته خودش و مامانش هم بیکار نیستنا ...از زمانی که من این آقا رو شناختم خودش و مامانش و تمام دور وری ها آستین ها شونو رو برای این امر خطیر بالا زدن ! اینقدر که اینها جستجو کردن دیگه تا به حال یه دفترچه ازشرح حال دختران خوب و خوونواده دار شهر داشته باشن هر کی مشخصات کسی رو بخواد یه راست بره سراغ ...خانم والده مکرمه. ولی با این همه جستجو و تلاشی که این ها داشتن و دارن هر کی بود تا به حال علاوه بر خودش ، تمام دور وری ها رو به نون ونوا رسونده بود ..ولی ازدواج چیه !!دریغ از یه مراسم خواستگاری !

چرا ؟؟

خب این آقا و والده مکرمه خیلی جستجو می کنن ولی می دونین چه جور دختری مد نظرشونه ؟؟؟

یه دختر خوب و خوشگل و لاغر و خوونواده دار (یعنی تحصیل کرده پولدار )و از جامعه محترم پزشکی (پزشک ٬ دندانپزشک ٬ دارو ساز ) البته اگه یه دختر خیلی خوب هم پیدا شد که تمام مشخصات فوق رو داشت ولی یه فوق لیسانس با یه شغل پر در آمد هم داشت ایراد نداره !!! به جرات می تونم بگم مامانش تمام آمار خانم دکترهای مجرد رو داره !تمام مواردی که مامانه پیدا میکنه و تماس می گیره ...همون اول حتما یا دختره می ره خارج یا تحصیلشو می خواد ادامه بده که حتی به معارفه نمی کشه !و این جوری که این پسر گل مامانش و عزیز دل و دوست و آشنا و فامیل ارزوی لباس دومادی به دلش مونده !

چند بار بحث دوستش پیش اومد و شوشو از دوستش طرفداری کرد که شانس نداره و خیلی خوبه و لیاقتش رو ندارن و ...و من در جوابش گفتم که تو ممکنه خیلی دوستت رو دوست داشته باشی وواقعا خوب هم باشه ولی تصوری که دیگران دارن مسلما با تصور تو خوونوادش فرق میکنه ..ممکنه و حتما اون دختر ها و خوونواده هاشون اونو در حد خودشون نمی بینن !!حتما در اون ایراد ها و کمبود هایی می بینن ! یا فکرکنن که با موقعیت هایی که دارن می تونن خواستگار های بهتری داشته باشن حتی یکشون همین جمله رو بهم گفت .

بعد از اون حرف گهگاهی به نظر دیگران در مورد خودم یا خودمون  فکر میکنم ..در اوج خوشبینی خودم ..ممکنه شخصی با دلایل خودش از من یا  شوهرم خوشش نیاد ...ممکنه به نظر اونها ما یه زوج مزخرف مغرور و خشک و عبوس بیایم ..یا خیلی خنک و بی مزه ..یا بیکلاس ..با این مورد هم بر خورد کردیم و ازش سرسری گذشتیم ...ولی دیگه می خوام سرسری نگیرم ..و بهتره سرسری نگیرم !

نتیجه گیری: نمی دونم ..هر چی که دوست دارین ! اصلا هدفم از این پست چی بود ؟

پاورقی : شغل اون دوست رو به علت سوتفاهم نمی گم !

 

 

 


شنبه 2 آذر1387 |
 
ماری

اینجا از خودم،زنانگی هام و زندگی ام می نویسم .

 

پيوندهاي روزانه

آی طنز

روز نامه تفاهم

سینمای ما

صید قزل آلا در اینترنت

بازارکار

سلامت نیوز

آکادمی آرایشگران

دانلود انواع کتاب

آشپزخونه

لیست وبلاگ های به روز شده

 

مطالب اخير

کمک کمک ...

الوعده وفا

می شه خواست و تونست ؟

چه زیبا شدم ...

عجب

می ام و با قر می ام

آخه این انصافه

سمعی بصری

زیر و رو

از دیروز

 

آرشيو مطالب

آبان 1388

مهر 1388

شهریور 1388

مرداد 1388

تیر 1388

خرداد 1388

اردیبهشت 1388

فروردین 1388

اسفند 1387

دی 1387

آذر 1387

آبان 1387

مهر 1387

شهریور 1387

مرداد 1387

 
 
 

امکانات جانبی

RSS 2.0