|
چند بار تا به حال احساس دیگران را نسبت به خودتون حدس زدید ؟
تا به حال شده سوالی رو احساس کنین فردا سر امتحان می اد و اومده باشه ؟
چند بار حدس زدین از شما قراره درس بپرسن و پرسیدن ؟ چند بار حدس زدین معلمتون ، استادتون ، رئیسون امروز نمی اد و نیومده ؟
یه جور دیگه بگم ..چند درصد از حدسیاتتون در باره آینده درست از آب در اومده ؟ مثلا حدس می زدین دانشگاه رشته کامپیوتر قبول می شین و قبول شده باشین یا حدس زدین که فوق هم قبول میشین و قبول شده باشین ؟؟
یه نکته اییه که همه ما یه جوری چه بخوایم و چه نخواییم باهاش درگیریم ..قبولش داشته باشیم که هیچ ..قبولش هم نداشته باشیم نمی تونیم اونو نادیده بگیریم همیشه این حس مرموز و برای خیلی ها آشنا یه به قولی حس ششم به ما هست ..حالا یکی زیاد قبولش نداره ..پس خیلی دنبالش نیست ..یکی هم مثل و منو خیلی های دیگه این حس رو باور داره و می تونه توی گوشه کنار های زندگیش اونو پیدا کنه یا گاهی اینقدر واضحه که لازم به پیدا کردن هم نداره !!
حالا ممکنه پیش خودتون بگین که من هر جوری می شد می خواستم کامپیوتر قبول بشم ..تلاش کردم و قبول شدم ! خوب بعله شما خواستید و تلاش کردید ..وقتی که می گم حس یعنی اینکه با تمام وجود باور دارید که توی این رشته قبول می شین ..
مثلا خودم خوب خیلی دوست داشتم فوق لیسانس قبول بشم ..ولی با کمال ÷روریی مطئمن بودم که یه روزی فوق لیسانس خواهم شد !(چقدر دنیام کوچیک بود) یا مثلا حدس می زدم که فلانی ازم خوشش می آد یا فلانی چشم دیدن منو نداره ..فلانی بهم حسودی می کنه ...همه احساساتم درست در می اومد و باز هم درست در میاد !!ممکنه بگین شاید از طرف مقابلم فهمیدم ..مسلما همین جور بوده ..طرف مقابل به من حسی رو داده که من با حواسم درکش کردم !یا به قولی انرژی ها ی اونو روی هوا زدم ..
خیلی از ماها ممکنه این توانایی رو داشته باشیم که با داشتن یه سرنخ نصفه نیمه بقیه ماجرا رو حدس بزنیم ....بعضی ها اینقدر حواس قوی دارن که احتیاجی به سرنخ ندارن ووبعضی ها هم توجهی به چنین حواسی ندارن یا حواسشون اون قدر ها که باید قوی نیست !
در بعضی مواقع بدون داشتن هیچ سرنخی می تونم تا آخرش رو حدس بزنم ..مثلا اون زمانی که کلاس زبان می رفتم مطمئن بودم که فلانی فردا ازم درس می پرسه ...یا معلم مون بهمانی می شه ...یا شوشو اون امتحان رو قبول نمی شه و این امتحان رو قبول می شه ..ربطی به درجه درس خوندنش نداره ..قرار به حدس زدن باشه حدس میزنم ! یا بعضی وقت ها با یه سرنخ کوچیک تا ته ماجرا می رم ..مثلا وقتی که می دونم پشت سرم بد گفتن ..یا وقتی که زیر آبم رو می زن و زدن ! یا چرا فلانی این رفتار رو با من داشت ؟چرا بهمانی سرسنگینه ؟! برای فهمیدن تمام این حالا ت فقط به یه سرنخ کوچولو احتیاج دارم که خدا رو شکر خودش پیش می آد !همیشه یکی هست که نمی ذاره من توی بی خبری خودم بمونم ! البته یه وقت هایی هم پیدا می شه که ارور می دم حواسم درو به روی خودشون بستن و توی حالت sleep هستن .
البته ممکنه خیلی وقت ها حدس ها حالت پیش داوری رو به خودشون بگیرین ..زمانی می شه پیش داوری که رای قطعی رو صادر می کنی بدون داشتن مدرک کافی ! کلا سعی می کنم با قضاوت غیر عجولانه چنین حالت پیش نیاد ..شما هم سعی کنین چنین حالتی پیش نیاد ... دیگه چه جوری رو حتما خودتون بهتر می دونین !
این پست توسط یه ماری زخم خورده نوشته شده .
|