تبليغاتX
زندگی در پاورقی

زندگی در پاورقی

 

 

یادم باشه

 

از هر فردی به اندازه  رابطه و نسبتی که دارم:

محبت کنم ..

سر دل بیرون بریزم ...

و توقع داشته باشم !


سه شنبه 29 اردیبهشت1388 |
 

اگه از غیبت خوشتون نمی اد این پست رو نخونین !

 

یه گاسیپی بکنم و برم تو دپزدگی این روز هام!!

 

مامانم چند وقت پیش رفته بود مهمونی زنونه ...یکی از مهمون ها که با وجود تازه وارد بودنش توی همه مهمونی ها حضوری فعال داره ،تازه از تهران جلس برگشته بود و خانم های حاضر در مجلس رو در جریان به قول خودش اخرین اخبار تهران جلس قرار داد و من الان می خوام رسالتش رو تکمیل کنم :

 ... اخیرا توی تهران جلس یه عروسی بوده که یکی از خوانندهای زن معروف اون دیار ، همون که صداش از ته چاه در می اد ، نصف آهنگ هاش دزدیه ،به کلاه گیس های بور و مشکی خیلی علاقه داره ٬ نصف بدنش هم عمل کرده ، لباس های نصفه نیمه هم  هم می پوشه !!! رو برده بودن اون عروسیه ...هیچی سر شام و بعدش می بینن جا تره و دوماد و ملکه صحنه ها آب شدن رو رفتن تو زمین !!اینجا رو بگرد ..اونجا رو بگرد ...به جای توی زمین و زیر زمین ، ملکه صحنه ها و شاه دوماد در لیموزین عروسی پیدا شدن !!!

 

از ملکه صحنه ها خیلی توقعی نیست ..چون ظاهرا معلوم الحاله ..ولی خاک تو سر اون دوماد کنن که شب عروسیش...


یکشنبه 27 اردیبهشت1388 |
 

 

بلاخره بر یکی از نشدنی هام غلبه گشتم !!

مردم توی زیر زمین خونشون انرژی هسته ای درست می کنن و من یه روز جمعه در سنگرم! به جای درست کردن کیک دوطبقه با لایه های خامه درست کردم !!

که مسلما کار من خیلی مهمتره چون دل جماعتی را با یه کیک خامه ای شاد کردم!! کی از درست کردن انرژی هسته های توی زیر زمین خوشحال می شه ؟؟

و یه هنر دیگه به هنرهام اضافه شد!!

CakeLemonAngel.jpg

 

نه نه ...دیگه اینقدر ها هم هنر مند نیستم !! بعد از بریدن کیکم یادم افتاد که ازش عکس نگرفتم ..این عکس رو گذاشتم اینجا !

 

ماخره : این روز ها دارم به همزیستی با مورچه های بالدار عادت می کنم ..فقط نمی دونم چه جوری میان توی خونه ای که درو پیکرش بستس !!تازه هی  زیاد و زیاد تر هم میشن !!

 


جمعه 25 اردیبهشت1388 |
 

6 سوال و 12 تا جواب!

بلاخره یکی هم منو به یه بازی دعوت کرد از بازی نکردن عقده ای نشم !

گلی جون مگه تو به فکرم باشی…

این هم ازاین بازی پرسوال و جواب :


.١ سه تصویر  ماندگاری که در فوتبال،فیلم دیده‌اید و در ذهنتان مانده است،کدامند؟

 

2.سه تصویر ماندگار زندگی شما چیست؟


٣- سه آهنگ ماندگار و خاطره‌انگیز زندگی‌تان را نام ببرید...


۴- مارادونا و ماتئوس ،کاپیتانهای تیم‌ملی فوتبال آرژانتین و آلمان در اواخر دهه ٨٠ و ابتدای ٩٠ میلادی بودند...دو فینال جام‌جهانی ٨۶ و ٩٠ بین این دو تیم برگزار شد...٨۶،آرژانتین قهرمان شد و ٩٠ آلمان...اگر شما یک بازیگر سینما بودید،دوست داشتید نقش مارادونا را بازی کنید یا ماتئوس؟...دوست دارید در زندگیتان مارادونا باشید یا ماتئوس؟


۵- (به این سوال،آقایان حتما جواب دهند):هر چند وقت یک بار در دلتان خطاب به یک راننده زن می‌گویید که چه کسی بهت گواهینامه داده است؟


۶-(به این سوال،خانمها حتما جواب دهند):چقدر اعتقاد دارید که آقایان کمتر از سنشان می‌فهمند و هیچ‌وقت عقلشان به پای خانمها نمی‌رسد؟!

 

و اما جواب ها:

1.       کلا فوتبالی نیستم ولی از فوتبال صحنه ای رو یادم می اد که مهدوی کیا توی بازی های جام جهانی به امریکا گل زد و بعدش هم پیرهنش رو زد بالا !اگه پیرهنش رو نمی زد بالا عمرا یادم می موند!!واما فیلم  که برخلاف فوتبال صحنه های زیادی جلوی چشمم میاد ، یکیش صحنه ای از فیلم اجاره نشین ها بود که خانم ارشیتکت که فریماه فرجامی نقشش رو بازی می کرد می ره بالای پشت بوم و عاشق باغچه روی پشت بوم می شه !!توی اون صحنه برخلاف همیشه  یه چهره زیبا از فریماه با عینک ری بن دیده بودم که  توی ذهنم  مونده ، الان می دونین داره چی کار می کنه ؟؟  دارم فکر می کنم ... یا صحنه ای از فیلم لیلا که شوهره قراره با خانم جدید از جایی رد بشن و آقا گفته تا تو راضی نباشی من زن نمی گیرم !!! آقا با خانم نو رسیده که به نظر من خانم پر افاده اومد از جایی رد می شن و لیلا از پشت بیلبرد اونها رو می بینه و از درون داغون می شه  .

2. تصویر ماندگار.....وقتی که خبر قبولی دانشگاهمم رو می شنیدم که اولی رو روی پله هابودم و دومی رو دوستم بهم خبر داد که من همون موقع به سبک شوهای mtv داد می زنم یعنی من قبول شدم !!!این دوتا و همین پریروز که مامانم رفته بود توی شوک !!!

۳.  آهنگ ماندگار...مردم از شجریان و التون جان خاطره دارن من از تارا !!یه بار اون اول ها نشسته بودم توی ماشین همسر جان که دیدم آلبوم فول تارا که به نظرم بسیار خواننده خزی بود رو گذاشته توی سیستم و نگاه عاشقانه هم می خواد بکنه ، من هم که رمانتیک زدم تو ذوق بچه رو کور کردم و گفتم این چیه  گذاشتی ..مگه تارا گوش می دی ؟؟؟!!!اون هم گفت نه!!آره جون خودش !یکی دیگه  آهنگ بلای اندی که من فکر کنم 5 دبستا ن بودم که دختر عموم که خیلی حس باحالی و بچه تهرونی داشت گفت یه آهنگ اومده به اسم بلا که  خیلی باحاله و چنین و چنان که من شهرستانی گفتم این آهنگ رو می گی ؟؟ آلبومش رو دارم !!هر وقت شوی بلا رو ببینم پرت می شم به همون زمان ! و یه آهنگ زیادی موندگار  گل گلدون سیمین غانم ، اولین باری که این اهنگ رو شنیدم زمانی بود که یکی از خوش صدا های خوابگاه که توی همه جشن ها نقش هایده و مهستی و گوگوش رو ایفا می کرد شرو ع کرد به خوندن این آهنگ و به همراه اون  همه بچه ها شروع گردن به همسرایی!! من هم که تا به حال اون اهنگ رو نشنیده بودم یاس فلسفی گرفته بودم که چرا بقیه این آهنگ رو شنیدن و من نشنیدم؟؟ بعد ها اینقدر این آهنگ رو شنیدم که با وجود زیبایی این آهنگ حاضر نیستم دوباره به این آهنگ گوش کنم ..به عبارتی زده شدم!

 

4.عجب سوال یه !! چه جوری به فکر طرف رسیده ؟!ولی اگه یه روز قرار شد من هنرپیشه بشم هیچ کس نقش مارادونا و ماتئوس رو به من پیشنهاد نخواد کرد ! چرا؟؟دلیلش خیلی پیچیده نیست چون قرار نیست من نقش دو آقا رو بازی کنم !!

 

 5.این سوال هم می ذارم خود آقایون جواب بدن !!

 

۶.این یکی رو مطمئن هستم !

 

هر کسی دوست داشت بازی کنه ..این به اون در

 

 

 

 


چهارشنبه 23 اردیبهشت1388 |
 

ترس بیات شده

 

همیشه میگن از چیزی که بترسی سرت می اد برای همین سعی می کرد زیاد به ترس هام فکر نکنم، ولی این روزها بازی نه چندان زیبای روز گار منو روی ناخوش ترس هام رو به من نشون میده و و ذهن من رو ترس هایی که یک روزی سعی می کردم بهشون فکر نکنم و به قول این روز ها جذبشون نکنم ،در بر گرفته و داره جزیی از روحم می شه  و خدا نکنه جزیی از جسم من و فرد دیگری بشه .

 

ترس هایی مانند بیماری های لاعلاج مخصوصا وقتی که دیر متوجه شون می شی برای خودم و خوونوادم ، ترس از تنها شدن ،شاید مسخره به نظر بیاد ولی ترس از نازا بودن و هزار و یک نگاه ترحم امیز تا متکبرانه از داشتن یه توانایی بیشتر!  ترس از یک شبه عوض شدن زندگی که برای ما خیلی دور از ذهن هم نیست . ترس از عاقبت به خیر نشدن ، ترس از ناتوان شدن .و ترس های دیگه که الان حضور ذهن ندارم ..

 البته ترس های کوچیک دیگه ای هم هستند که ترسی هستند واسه خودشون مانند قسمت عمیق استخر ، زمین خودن جلوی دیگران ، افتادن توی جوب وقتی که داری از روی جوب های یه متری می پری ،مسموم شدن ،ردی توی امتحان و عنکبوت !!


دوشنبه 21 اردیبهشت1388 |
 

خرچنگ ناتو !

 

صبح داری پای تلفن سر خوشانه می خندی و خدا رو شکر می کنی که امسال قراره سال بر عکس پارسال که بیمارستان زیاد رفتیم  ، سال خیلی خوبی باشه پر از شادی و عروسی و مهمونی  .داری برای شادی هات نقشه میکشی که فقط نیم ساعت بعد از اون مکالمه خبری بهت می دن که می فهمی وقتی توی خونه شما عروسیه٬ معلوم نیست بقیه خونه ها چه خبر باشه و باز هم به این نتیجه می رسی این که محققین می گن خنده بر هر درد بی درمان دواست جفنگ محصه !!بیماری می تونه موذیانه عین یک کپک ، جلبک ، هر موجود بی خود دیگه توی بدنت رشد کنه !

امشب هم بعد از یه عالمه شوخی و خنده و نقشه باز هم برای یه عروسی دیگه .  با یه  ام ار ای و نیمچه حدس و خبر فرو ریختم!!!  به خوبی درک کردم وقتی که می گن ادم از یه دقیقه دیگش خبر نداره راست گفتن !! تازه قراره تا اطلاع ثانوی خودم رو بزنم به اون راه و همون ماسک معروف هپی را با چسب مایع رو ی صورتم بچسبونم.غیر از من و شوهر هنوز کسی نمی دونه ..همش فکر می کنم چه جوری هپی باشم یا خودم رو بزنم به هپی بودن که کسی شک نکنه ....

خدا کنه موضوع جدیی نباشه ..خدا به خیر بگذرونه

 


چهارشنبه 16 اردیبهشت1388 |
 

تنهایی ها

 

در اوقات تنهایی و نبودن اهالی منزل ترجیح می دهید چه کار کنید؟؟

-کتاب رو بگیرین دستتون و تا زمانی که بقیه نیومدن از دستتون نیفته پایین!

-انجام کار های عقب افتاده  

-پاک کردن باقالی و سرخ کردن بادمجون که من به برکت بعضی ها تا مدت ها فکر می کردم باید در اوقات بیکاری کد بانویی خودم را بدین طریق به شوهرجان نشون بدم !

-خواب

- خوردن خوردنی های ممنوعه !البته فکر تون به ممنوع ها نره ها !!ممکنه توی یه خونه خوردن کله پاچه هم ممنوع باشه یا حتی کالباس سوسیس!

-بیرون رفتن طولانی مدت و خرید و خرید

-مهمونی رفتن با خیال راحت

- مهمونی مجردی دادن که صد البته زن و مرد نداره (خیلی کیف داره )

-دیدن فیلم و برنامه هایی که بقیه اهالی منزل دوست ندارن و باید غرولند اونها رو تحمل کنید

-مرتب کردن خونه (ایشششششش)

-وب گردی و وبلاگ خوانی بلاانقطاع!(به به )

-چت کردن بلاانقطاع!!

-تمیزیاسیون !

-و مواردی که من یادم نمی اد!!

و البته یه مورد دیگه : درست کردن انواع غذاها و دسر هایی  که توی تی وی یاد گرفتیم یا توی کتاب آشپزی دیدیم و حتی موارد اختراعی !!که  هیچ تصوری ازشون نداریم و اگه در حالت عادی اونو به عنوان غذای اصلی درس بکنیم ممکنه به گشنگی یا غرو لند بقیه و اعصاب خوردی و موندن خستگی در تن شما منتهی بشه علاوه بر این که درست کردن یه غذای تازه برای یه نفر راحتتره و هزینه کمتری داره تا اینکه غذا رو برای چند نفر درست کنید و خوب در نیاد و یا بقیه دوس نداشته باشن و ناهار و شامتون با اخم سپری بشه !

امتحانش مجانیه !

اضافه شد : میشه این جور مواقع دستی هم بر سر و گوش وبلاگ ..خانه دوم مجازی مون بکشیم ..مثل من که الان که لینک دونی گوگلی درست کردم  و نه دیگه برام گردن مونده نه چشم !

 


دوشنبه 14 اردیبهشت1388 |
 

فریزر

 

در حواشی فنگ شویی یخچال ..البته در حضور جناب همسر!( مگه جرات دارم در خفا از این کار ها بکنم !!)

 

ماری: از این دنبه های دوسال پیش هم نمی خوای دل بکنی؟؟ دیگه اکسیده شدن رفت !

جناب همسر : در مورد دنبه درست صحبت کن !احترام یادت نره !

ماری : جان !!! مگه بی احترامی دیدی از من ..جرات ندارم !تازه ببین اینجا هم دنبه هست ..جدیدتره !! آفرین ،بیا و خوبی کن از اینا دل بکن ..

جناب همسر : باشه حالا اینقدر اصرار می کنی .به شرطی برام فردا آبگوشت پر دنبه درس کنی به همرا اون استخوان چرب هایی که برای ابگوشت خریدم ...وای به حالت اگه ...

 

پاورقی: هر چه من از دنبه بدم می اد و گوشت رو دنبه زدایی می کنم ..آقا عاشق دنبه هست !!! می ره برای خودش دنبه جدا گونه می خره که من بندازم توی غذاش! بعد یه جوریی این دنبه رو تکه تکه می کنه انگار که یه مائده گرانقیمت کمیاب رو براش از اون سردنیا اوردن و اونو کیلویی یه میلیون خریده ..بعد هی دنبه رو مزه مزه می کنه ...مزه مزه می کنه ...بعد هم که دنبه غذاش تموم می شه یه جورایی دمق می شه بچه !

پاورقی پریم : پست از قبل نوشته شده مثل غذایی هست که از قبل پختی و گذاشتیش توی فریزر و هروقت که حوصله آشپزی نداری گرمش می کنی و میذاری جلوی اهل منزل. ولی عمرا جلوی مهمونم بذارم!

پاورقی زگوند: حوصله ندارم.

 


شنبه 12 اردیبهشت1388 |
 

نود و کار آگاه !

 

تا دیروز فکر کردم آقای همسر خیلی نود بازن !!

 

قربون شم کار آگاهی بشم که تا مهمون ها روز مهمونی رو عوض کردن گفتم به خاطر نوده !اینا عمرا امشب رو که فیروزش هم زیاده عمرا ول نمی کنن برن جایی!

 

بعدش خود طرف اعتراف کرد!!

 

برعکسش شوهر من مهمونی رو به خاطر چیزی ولی نمی کنه !

 

عادل فردوسی پور


سه شنبه 8 اردیبهشت1388 |
 

بی رو در وایسی

 

-هر چقدر هم بگیم لباس زیبا نشان ادمیت نیست و تجملات بده و وای فلانی و ببین چقدر قرتیه  و بهمانی عین ریگ پول خرج می کنه و اون یکی چقدر بی فکره رفته کفش خریده فلان قدر !!باز هم ملاک برای خیلی ها همون ظاهر طرفه !

 

 

پاورقی: عزیزی همیشه این حرف می زد و من می ذاشتم به حساب افکار شخصی خودش و بهانه ای برای خرج تراشی هاش ..ولی جدیدا به عینه دارم اینو احساس می کنم !

 باز هم پاورقی:مسلما شیک بودن خوبه ..البته نه اینکه راهی باشه برای تجمل و مارک بازی و پز و..که ظاهرا داره با همون برابری می کنه برای خیلی ها!

 


یکشنبه 6 اردیبهشت1388 |
 

یک داستان ای میلی

نمی دونم این داستان را خوندین یا نه ...در هر صورت گذاشتمش!

در شهری در آمریكا، آرایشگری زندگی می‌كرد كه سالها بچه‌دار نمی‌شد.او نذر كرد كه اگر بچه‌دار شود، تا یك ماه سر همه مشتریان را به رایگان اصلاح كند. بالاخره خدا خواست و او بچه‌دار شد! روز اول یك شیرینی فروش ایتالیائی وارد مغازه شد. پس ازپایان كار، هنگامیكه قناد خواست پول بدهد، آرایشگر ماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه‌اش را باز كند، یك جعبه بزرگ شیرینی و یك كارت تبریك و تشكر از طرف قناد دم در بود. روز دوم یك گل فروش هلندی به او مراجعه كرد و هنگامی كه خواست حساب كند، آرایشگرماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه‌اش راباز كند، یك دسته گل بزرگ و یك كارت تبریك و تشكر از طرف گل فروش دم در بود. روز سوم یك مهندس ایرانی به او مراجعه كرد. در پایان آرایشگرماجرا را به او گفت و از گرفتن پول امتناع كرد. حدس بزنید فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه‌اش را باز كند، با چه منظره‌ای روبروشد؟ فكركنید.

.

.

.

.

.

 

.شما هم یك ایرانی هستید. حدس بزنید...

.

.

.

.

.

 

چهل تا ایرانی، همه سوار بر آخرین مدل ماشین، دم در سلمانی صف كشیده بودند و غر می‌زدند كه پس این مردك چرا مغازه‌اش را باز نمی‌كند !!!!



شنبه 5 اردیبهشت1388 |
 

دوست دارم این کار ها رو انجام بدم

 

- از این کیک ها ی تولد درست کنم ...یا کیک شکلاتی لایه ای !۲ بار درست کردم که کیکه پف نکرد و خراب شد ..بعدش دلسرد شدم !

-زبان بخونم ...منظورم اینه که چیز هایی که خوندم رو دوره کنم یا کتاب زبان هایی که خریدم و تلنبار کردم رو بخونم ...ظاهرا بدون محرک کار پیش نمیره ..محرک یا امتحانه یا معلم !

- یخچال رو بریزم بیرون ..یه فنگ شویی درست و حسابی بکنم !!هر چی که نمی خوریم رو بریزم دور ...متاسفانه یه نفری هست که ....

-چند تا از این پیرهن های همون فرد مذکور که هم زشتن هم ازشون دل نمیکنه رو  بدم بیرون ..رو اعصابه !

-انواع اقسام آش ها رو درست کنم !!!حتما می گین خب تنبل خانم یه یا علی بگو و درست کن !این رو بدونین که درست کردن یه قسمت از ماجراس و بودن افرادی که بخورنش هم قسمت دیگری از ماجرا !! این مسئله شامل کیک و سوپ خورش قیمه با لیمو امانی هم می شه !! بعدا عادت می کنیم که فقط غذاهایی رو درست کنیم که اعضای خوونواده می خورن !

-دلم می خواد سبزی بکارم ..ولی امان از حلزون و گنجشک !

--برم پیاده روی ...امان از اینترنت و تنبلی!

-شب ها شام نخورم ..ولی معده ام درد می گیره ! همین طور گرسنه ام می شه !!

 

د ر حال حاضر همین قدرش یادم اومد

پاورقی: در کنار تمام ارزوها و اهداف بزرگی که تو ذهنمون داریم که ممکنه برای همه این قدر ها هم بزرگ نباشه ..کوچولوهایی هم هستند که با تمام کوچیکی شون می تونن مارو در گیر خودشون بکنن..ممکنه توی دلتون بگین مردم به چی فکر میکنن این به چی فکر می کنه !! خوشی زده زیر دلش ! این بگم عمرا !!! هیچ دلیلی نداره که با ارزو هایی که رسیدن بهشون خیلی ممکنه سخت باشه و حتی دست نیافتنی اند خودمون رو بندازی توی قفس ارزو هاشمون ..می تونیم با خواسته های کوچیکمون خوش باشیم و از بزرگ هاش غافل نباشیم !!

زندگی همینه ... 

 

شاید بتونیم با کمک ها ی کوچیک خودمون آینده شخصی رو نجات بدیم ...جای دوری نمی ره  به اینجا سر بزنید

 

 


پنجشنبه 3 اردیبهشت1388 |
 
ماری

اینجا از خودم،زنانگی هام و زندگی ام می نویسم .

 

پيوندهاي روزانه

آی طنز

روز نامه تفاهم

سینمای ما

صید قزل آلا در اینترنت

بازارکار

سلامت نیوز

آکادمی آرایشگران

دانلود انواع کتاب

آشپزخونه

لیست وبلاگ های به روز شده

 

مطالب اخير

کمک کمک ...

الوعده وفا

می شه خواست و تونست ؟

چه زیبا شدم ...

عجب

می ام و با قر می ام

آخه این انصافه

سمعی بصری

زیر و رو

از دیروز

 

آرشيو مطالب

آبان 1388

مهر 1388

شهریور 1388

مرداد 1388

تیر 1388

خرداد 1388

اردیبهشت 1388

فروردین 1388

اسفند 1387

دی 1387

آذر 1387

آبان 1387

مهر 1387

شهریور 1387

مرداد 1387

 
 
 

امکانات جانبی

RSS 2.0